ابو الحسن قزوينى
83
فوايد الصفويه ( فارسى )
غلزه نمايد . به هنگام ورود آن حضرت به دار السلطنت قزوين در اندك فرصتى خبر رسيد ( 121 ر ) كه محمود شهر اصفهان را مسخر نموده ، خود را سلطان عصر مىخواند . « 99 » چون در اواخر محرم سنه يك هزار و يك صد و سى و پنج اين خبر وحشت اثر رسيده بود ، آن حضرت در دار السلطنت قزوين بر تخت سلطنت جلوس فرمود . چنانچه عبارت « آخر محرم » از تاريخ جلوس آن حضرت خبر مىدهد . آن حضرت شهر قزوين را به معتمد خود سپرده ، از آنجا به آذربايجان شتافت و روميان در آن اوان فرصت يافته ، به بهانهء اينكه به كمك شاه سلطان حسين مىرسيم ، اكثر شهرهاى آذربايجان را به تصرف خود درآورد . آن حضرت در مقام جدال و قتال در آمدند و آن حضرت در آن معارك « 100 » رستمانه كوشيد . از آن جمله در جنگ ايروان شيخ محمد على حزين لاهيجى مىنويسد كه ده هزار سر روميان به عرصهگاه شمار آمده بود . چون روميه فوج فوج مىرسيدند ، توقف در آن ديار صلاح نديده ، به رى عراق رسيده ، با سرداران اشرف غلزه جنگ مردانه كرد و به صواب ديد فتحعلى خان قاجار روانهء مازندران و استرآباد شده ، از آنجا روانهء ارض طوس گرديد . در آن اوان ملك محمود سيستانى ، تاج كيانى بر سر گذارده ، دعوت گيتى ستانى و جهانبانى و حكمرانى در سر داشت . آن حضرت بعد از محاصره ، مشهد مقدس را مفتوح ساخته به زور سر پنجه قوى ، آن غره دلير را اسير كرده ، اسباب جنگى ( 122 چ ) سرانجام ساخت . شيخ حزين مىنويسد كه در آن اوان در ارض مقدس بودم كه نادريكه سوار به ملازمت آن حضرت سرافراز گرديده بود و رفته رفته ترقى كرده ،
--> ( 99 ) - خروج شبانه طهماسب ميرزا ، پسر سوم صفوى از اصفهان در هنگام محاصرهء شهر به قصد جمع آورى سپاه بود ، اما وى را « مقربان حضرت و رجال دولتش » از فكر كمك به اصفهان دور ساختند و حتى ترتيب ازدواج وى را با دختر يكى از خوانين دادند و در همان « شبى كه آتش بازى و شليك و زفاف او بود ، فرداى همان روز تسليم اصفهان به محمود گرديد » . براى آگاهى پيرامون ازدواج طهماسب ميرزا در شب سقوط اصفهان نگاه كنيد به : « سفرنامه كروسينسكى » ص 103 متن اصلى . ( 100 ) - جمع معركه .